فرهاد صنعی و کیمیا شریفان

۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۰:۴۶ کد : ۴۹۸۷ زندگینامه خیرین مدرسه ساز
پسرمان سبب ساز مدرسه سازیمان شد
فرهاد صنعی و کیمیا شریفان

فرهاد صنعی 67 ساله، متولد و ساکن مشهد است. حدود دو سال پیش دستِ روزگار، پسر مهندش را که یک تکه جواهر بوده از او م یگیرد؛ پسر نازنینی که در آستانه ازدواج بوده و در زمان حیاتش همواره دست به خیر داشته. فرهاد صنعی و همسرش، کیمیا شریفان که فرهنگی بازنشسته است پس از فوت فرزندشان مدرسه دخترانه بزرگی را در یکی از محرومترین نقاط مشهد مقدس بنا میکنند. آنها این روزها در اندیشه ساخت دومین مدرسهاند. با این پدر و مادر نیکوکار گفت وگویی انجام داده ایم.

انگیزه شما از ورود به مدرسه سازی چه بوده؟
صنعی: وقتی پسرم زنده بود، برای ازدواجش مسکنی تهیه کرده بودیم. پسرم که مهندس عمران بود به مادرش پیشنهاد داده بود به جای خرید خانه برای او، هزینه اش را صرف ساخت مدرسه می کردیم. بعد از درگذشت پسرم، پس اندازهای او را همراه مقدار قابل توجهی پول که از طرف من و مادرش بود، صرف ساخت دبیرستانی بزرگ کردیم. این دبیرستان 16 کلاس دارد و در منطقه ای محروم در مشهد ساخته شده و حدود هزار دانش آموز در آن درس می‌خوانند.
شریفان: از روز اول که کلنگ این مدرسه را به زمین زدیم، احساس عجیبی داشتم. معتقدم پسر ما نمرده و من همواره وجودش را احساس می کنم. به مدرسه که می روم گوشه گوشه آنجا می بینمش. در واقع از زمانی که کلنگ مدرسه را زدیم دیگر هیچ گاه فکر نکردم پسرم فوت کرده است.

چه اتفاقی برای پسرتان افتاد؟
صنعی: دو سال پیش، چهارم آذرماه در بلوار وکیل آباد مشهد راننده ای با پسرم تصادف کرد. پسرم لگنش شکست، دچار آمبولی شد و فوت کرد. چند روزی روحیه‌مان به شدت به هم ریخته بود و حال خوشی نداشتیم. بعد که به خودمان آمدیم، دیدیم بهتر است تمام هزینه هایی را که می خواهیم خرج موارد دیگر کنیم، صرف کار خیر کنیم. به پیشنهاد
همسرم که فرهنگی بازنشسته است و نزدیک به 30 سال در این عرصه فعالیت داشته با مجمع خیران مدرسه ساز تماس گرفتیم. آنها چند زمین به ما معرفی کردند و درنهایت زمینی بزرگ را در منطقه ای محروم انتخاب کردیم. چون از ابتدا هم قصدمان ساخت مدرسه در منطقه محروم بود. الحمدالله توانستیم دبیرستانی دخترانه بسازیم که نمونه
باشد؛ همچنین تمام نیاز بچه ها از نظر آزمایشگاه، کامپیوتر، پنجره دو جداره، تهویه مطبوع، شوفاژ، کولرهای مخصوص و کلاس های بزرگ را تدارک دیدیدم و مساحت وسیعی از حیاط مدرسه هم به ورزش دانش آموزان اختصاص یافت. در همه مراحل کار نیز همسرم در کنارم بودند و پا به پای من زحمت کشیدند.

پسرتان خیراندیش بودند؟
صنعی: بله. پسرم علاوه بر اینکه مهندس عمران بود، مدام در پی کار خیر برای دیگران بود. با دوستانش شرکتی تأسیس کرده بودند و با هماهنگی شهرداری به کارتن خواب ها و درماندگان رسیدگیمی کردند.

کار خیر چه نمودی در زندگی شما داشته است؟
صنعی: نیکوکاری لذت خاصی دارد که وصف شدنی نیست. به واقع نمی شود وصفش کرد. کار خیر به انسان احساس سبک بالی می دهد. وقتی به مدرسه‌ای که ساخته‌ایم میروم و بچهها را میبینم، حس بسیار خوبی دارم.
شریفان: واقعیت اولین مطلب مثبتی که می توانم بگویم این است که توانستم چنین فراغی را تحمل کنم. من تقریباً 18 سال با پسرم اختلاف سنی و بسیار دوستش داشتم. ممنونم از خدا که تحمل این داغ را به من داد.

کار خیر در جامعه ما زیاد است. چرا سراغ مدرسه سازی رفتید؟
صنعی: همه چیز از مدرسه شروع می شود. این مدرسه است که تمام جامعه ما را می سازد. تمام متخصصان ایران روزگاری پشت نیمکت‌های مدرسه نشسته اند و از مدرسه به جایی رسیده اند. مطمئنم از میان هزار شاگرد این مدرسه هم حتماً گل‌هایی می شکفند و زندگی‌هایی پر رونق خواهند داشت. ما نخواهیم بود اما بالاخره آنها زندگی‌های پررونقی
خواهند داشت.

توصیه تان به افرادی که می توانند وارد کار خیر مدرس هسازی شوند چیست؟
صنعی: هیچ چیزی مهم تر و بهتر از مدرسه سازی نیست. مدرسه سازی برای دختران و پسرانی که واقعاً لایق هستند درس بخوانند و تحصیل کنند و به جایی برسند. این در حالی است که بچه های محروم خیلی استعداد دارند و در اکثر مناطقی که سکونت دارند مدرسه نیست یا امکانات مدرسه شان ناچیز است. مطمئنم اگر امکانات در اختیار آنها باشد به مقامات بالا خواهند رسید. همچنین شروع تحصیل مهم است. اگر دست کودکان یا نوجوانانی را بگیریم و به خطی برسانیم که خودشان بتوانند روی پای خودشان بایستند، قطعاً آنها آینده شکوفایی خواهند داشت.
شریفان: مدرسه انسان ساز است و یکی از بهترین کارهای خیر همین مدرسه سازی است.

تا چه زمانی می خواهید مدرسه سازی را ادامه دهید؟
صنعی: من و همسرم تا آخرین لحظه ای که توان داشته باشیم ادامه خواهیم داد.

اگر پسرتان روز افتتاح مدرسه بودند، به نظرتان چه حس و حالی داشتند؟
صنعی: یقینا خوشحال بود و حس مسرت بخشی داشت. در واقع مشوق ما برای کار خیر همیشه پسرمبوده است. ما این کار را از او یاد گرفتیم. جوانی کهدر سن 37 سالگی قصد ازدواج داشت، اما خداوند این امکان را فراهم نکرد و اتفاقی برایش افتاد و از پیش ما رفت.

مدرسه سازی را چه رنگی می بینید؟
صنعی: رنگ خدا.
شریفان: رنگ عشق. واقعاً آدم باید عاشق باشد تا بتواند چنین کاری بکند و ما عاشق بودیم.

و به عنوان آخرین سؤال، از آرزویتان برایمان بگویید.
صنعی: آرزو دارم بتوانم یک مدرسه دیگر هم بسازم. قرار است با همسرم مجتمعی دیگر بسازیم که دو شیفت داشته باشد. دو شیفت پسرانه که هم نوبت دبستان داشته باشد، هم دبیرستان. و ان شاءالله دبیرستانش فنی و حرفه ای باشد.

شریفان: آرزویم این است که اول خدا از من راضی باشد، بعد هم فرزندم. البته هر سه فرزندم. دو دختر هم دارم که یکی از آنها دکتر است و در دانشگاه درس می دهد. یکی دیگر هم دانشجوی دکترای شهرسازی است.

کلید واژه ها: فرهاد صنعی کیمیا شریفان


نظر شما :